1- دانشگاه شیراز
2- دانشگاه یزد
چکیده: (3 مشاهده)
مقدمه و هدف: حوزه آبخیز زایندهرود بهعنوان یکی از بحرانیترین مناطق کشور در زمینه تأمین و مدیریت منابع آب، در سالهای اخیر با چالشهای متعددی مواجه شده است. یکی از شاخصترین این چالشها، بحران حقآبه زیستمحیطی رودخانهها بهویژه رودخانه پلاسجان است. کاهش جریانهای طبیعی، بهرهبرداری بیرویه از منابع آب، و ضعف در حکمرانی یکپارچه منابع، موجب اختلال در عملکرد اکولوژیکی و پایداری سیستمهای رودخانهای شده است. هدف این پژوهش، ارزیابی و بهبود وضعیت حقآبه رودخانه پلاسجان با استفاده از چارچوب مفهومی DPSIR و تعیین حداقل جریانهای مورد نیاز زیستمحیطی بر پایه روشهای هیدرولوژیکی از جمله روش مونتانا و منحنی تداوم جریان است.
مواد و روشها: برای این مطالعه، دادههای هیدرومتری ایستگاه اسکندری در بازه زمانی 1380 تا 1400 مورد بررسی قرار گرفت. میانگین بلندمدت جریان سالانه رودخانه 14.6 مترمکعب بر ثانیه و حجم سالانه 52.3 میلیون مترمکعب برآورد گردید. برای محاسبه نیاز زیستمحیطی جریان، از روش شاخصمحور مونتانا استفاده شد که در آن جریانات ماهانه با متوسط سالانه مقایسه شده و بر اساس درصدی از جریان برای دورههای پرآب و کمآب تنظیم گردید. همچنین از روش منحنی تداوم جریان برای تعیین شاخص Q90 جهت تحلیل شرایط بحرانی استفاده شد. در گام بعد، با برگزاری کارگاههای مشارکتی با حضور 30 نفر از ذینفعان (کارشناسان منابع طبیعی، محیطزیست، آب منطقهای، جهاد کشاورزی، اعضای شوراها و دانشگاهیان) درخت مشکلات و اهداف ترسیم شد و با بهرهگیری از مدل DPSIR روابط میان نیروهای محرکه (D)، فشارها (P)، وضعیت (S)، تأثیرات (I) و پاسخها (R) تبیین گردید. سپس با آزمون فریدمن، اولویتبندی عناصر و پاسخها صورت گرفت.
یافتهها: الگوی زمانی جریان رودخانه پلاسجان نشان داد که ماههای اسفند تا اردیبهشت با جریانهایی بالاتر از میانگین سالانه، بهعنوان ماههای پرآب و ماههای خرداد تا مهر بهعنوان دورههای کمآب شناخته میشوند. بیشترین جریان ثبتشده در فروردین (88.7 مترمکعب بر ثانیه) و کمترین در مرداد و شهریور (0.08 و 0.07) ثبت شد. ناپایداری شدید در رژیم جریان سالانه، نشاندهنده وضعیت ناپایدار هیدرولوژیکی و تهدیدی برای بومسازگان رودخانه است. بر اساس روش مونتانا، نیاز پایه جریان برای ماههای پرآب 3.78 و برای ماههای کمآب 0.92 مترمکعب بر ثانیه برآورد شد. در تحلیلهای طبقهبندی مدیریتی، وضعیتهای ضعیف و بسیار ضعیف مقادیری به مراتب کمتر از این مقادیر را نشان دادند که نشاندهنده فشار بالای انسانی و کمبود مدیریتی است. از سوی دیگر، نتایج نشان داد که میزان جریانها در بسیاری از سالها حتی در شرایط طبیعی، در طبقات "ضعیف" و "بسیار ضعیف" قرار گرفتهاند. در روش منحنی تداوم جریان نیز شاخص Q90 برابر با 1.38 مترمکعب بر ثانیه بهعنوان حداقل جریان زیستمحیطی قابل قبول مشخص گردید. در چارچوب DPSIR، دو نیروی محرکه اصلی یعنی تغییرات اقلیمی و توسعه کشاورزی بهعنوان مهمترین عوامل تهدیدکننده معرفی شدند. فشارهای نهادی نظیر ضعف سیاستها، نبود قوانین بازدارنده و حکمرانی بالا به پایین نیز نقش کلیدی در بروز وضعیت ناپایدار فعلی داشتند. وضعیت فعلی شامل کاهش پوشش گیاهی، فرسایش، و بیتعادلی عرضه و تقاضای آب است که پیامدهایی مانند تنش میان ذینفعان، افزایش خسارات سیل و نقض حقوق بهرهبرداران پاییندست به همراه دارد.
نتیجهگیری: طالعه حاضر نشان داد که رودخانه پلاسجان در وضعیت ناپایدار زیستمحیطی و مدیریتی قرار دارد. تحلیل DPSIR آشکار ساخت که بحران حقآبه نهتنها یک چالش زیستمحیطی، بلکه مسئلهای نهادی، حکمرانی و اجتماعی است. در پاسخ به وضعیت موجود، تغییر رویکرد حکمرانی از بالا-پایین به پایین-بالا، بازنگری قوانین، تدوین برنامههای تخصیص بهینه آب، و بازسازی ساختار هیدرولوژیکی پیشنهاد گردید. در نهایت، جریان زیستمحیطی حداقل 1.38 مترمکعب بر ثانیه بهعنوان معیار پایه حفظ اکوسیستم پلاسجان پیشنهاد میشود. اتخاذ این رویکرد میتواند منجر به احیای عملکرد اکولوژیکی، کاهش تعارضات، و پایداری در کل حوزه آبخیز زایندهرود گردد.
واژههای کلیدی:حوزه آبخیز اسکندری، تنظیم حقآبه، توسعه کشاورزی، درخت مشکلات و اهداف، ذینفعان
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
ساير موضوعات وابسته به مديريت حوزه آبخيز دریافت: 1403/3/26 | پذیرش: 1404/5/18