۱۱ نتیجه برای پورقاسمی
احسان ابراهیمی، کریم سلیمانی، حمیدرضا پورقاسمی،
دوره ۷، شماره ۱۴ - ( پاییز و زمستان ۱۳۹۵ )
چکیده
حرکات تودهای معمولاً جزء فرسایشهای طبیعی است، اما بشر با انجام عملیاتی مانند حفر معدن، جادهسازی و از بین بردن پوشش گیاهی طبیعی میتواند آن را تشدید نماید. هدف از تحقیق حاضر شناخت عوامل مؤثر در وقوع زمینلغزش درحوزه آبخیز سیاهبیشه با استفاده از مدل احتمالاتی وزن واقعه و سامانه اطلاعات جغرافیایی میباشد. بدین منظور با استفاده از تفسیر
عکسهای هوایی و پیمایشهای گسترده صحرایی ۱۳۲ نقطه لغزشی شناسایی و ثبت شد. از این تعداد به طور تصادفی ۹۲ نقطه لغزشی (۷۰ درصد) برای مدلسازی و ۴۰ نقطه لغزشی (۳۰ درصد) برای ارزیابی مدل استفاده شد. عوامل مورد بررسی در ایجاد زمینلغزش شامل درجه شیب، جهت شیب، شکل شیب، ارتفاع، فاصله از جاده، فاصله از آبراهه، فاصله از گسل و زمین شناسی در محیط GISرقومی و نقشههای هر یک از عوامل تهیه شد. با استفاده از مدل احتمالاتی وزن واقعه، ارتباط هر عامل با نقاط لغزشی مشخص و در نهایت نقشه پهنهبندی حساسیت زمینلغزش برای منطقه مورد مطالعه تهیه گردید. درمدل وزن واقعه کلاسهای، شیب ۳۰-۱۵ درجه، جهت شمال شرقی، ارتفاع ۲۶۰۰-۲۲۰۰ متر، فاصله از آبراهه ۲۰۰-۱۵۰ متری، فاصله کمتر از ۱۰۰ متری جاده، فاصله بیشتر از ۴۰۰ متری گسل، سازندهای دوره زمینشناسی ژوراسیک- تریاس، شکل شیب مقعر از مهمترین عوامل مؤثربر وقوع زمینلغزش در حوزه آبخیز سیاه بیشه معرفی شد. نتایج ارزیابی با استفاده از منحنی ROCنشان داد که مدل وزن واقعه با سطح زیر منحنی ۸۱/۰دقت خوبی برای تحلیل حساسیت زمینلغزش در منطقه مورد مطالعه دارد.
مجید محمدی، حمیدرضا پورقاسمی،
دوره ۸، شماره ۱۵ - ( بهار و تابستان ۱۳۹۶ )
چکیده
زمینلغزش بهعنوان یکی از بلایای طبیعی، خطراتزیادی بهویژه در مناطق کوهستانی داشته و منجر به خسارت جانی و مالی فراوانی در سرتاسر دنیا میشود. ایران بهویژه در مناطق شمالی و غربی بهخاطر شرایط اقلیمی و توپوگرافی، همواره در معرض خطر زمینلغزش میباشد. هدف از این پژوهش، ارزیابی عوامل موثر بر وقوع زمینلغزش و تهیه نقشه حساسیت آن در بخشی از استان گلستان با استفاده از الگوریتم نوین جنگل تصادفی است. در ابتدا موقعیت زمینلغزشها با استفاده از مطالعات میدانی، گزارشهای تاریخی و گوگل ارث مشخص شد. در مجموع ۷۸ زمینلغزش در منطقه شناسایی، که به دو گروه برای مدلسازی (۷۰ درصد) و ارزیابی (۳۰ درصد) تقسیم شدند. یازده نقشه از عوامل موثر بر وقوع زمینلغزش شامل جهت شیب، ارتفاع، فاصله از رودخانه، فاصله از گسل، فاصله از جاده، سنگشناسی، کاربری اراضی، شاخص طول شیب، شکل شیب، بارش و درجه شیب تهیه شد. ارتباط عوامل موثر و نقشه پراکنش زمینلغزشها و اولویت آنها با استفاده از الگوریتم جنگل تصادفی بررسی و سپس نقشه حساسیت زمینلغزش در محیط GIS تهیه گردید. اولویتبندی عوامل موثر نشان داد که فاصله از جاده، فاصله از گسل و ارتفاع بهترتیب بیشترین تاثیر را در منطقه مورد مطالعه داشتهاند. نهایتاً نقشه حساسیت زمینلغزش تهیه شده با استفاده از الگوریتم جنگل تصادفی به چهار طبقه شامل حساسیت کم (۱۸/۲۹ درصد)، متوسط (۴۴/۳۳ درصد)، زیاد (۸۲/۲۴ درصد) و خیلیزیاد (۵۵/۱۲ درصد) تقسیم شد. برای ارزیابی نقشه تهیه شده از منحنی ROC و تخمین سطح زیرمنحنی از ۳۰ درصد زمینلغزشهای استفاده نشده در مدلسازی استفاده گردید. نتایج نشان داد مدل جنگل تصادفی با سطح زیر منحنی ۷۰۶/۰ دقت قابل قبولی برای تهیه نقشه حساسیت زمینلغزش ارائه کرده است.
حمیدرضا پورقاسمی،
دوره ۸، شماره ۱۶ - ( پاییز و زمستان ۱۳۹۶ )
چکیده
اطلاع از تعداد، مساحت و فراوانی زمینلغزشهای رخداده در هر منطقه، نقش مهمی در ارزیابی درازمدت منطقه تحت تاثیر زمینلغزش داشته و بهمنظور تحلیل حساسیت، خطر و ریسک زمینلغزش استفاده میشود. در این ارتباط، پژوهش حاضر تلاش میکند تا به بررسی احتمال بزرگی زمینلغزشهای شناساییشده در حوزه آبخیز پیوهژن در استان خراسان رضوی پرداخته شود. در اولین مرحله، با استفاده از تصاویر گوگل ارث و بازدیدهای گسترده میدانی نقشه پراکنش زمینلغزشها تهیه گردید. در مرحله بعد، با استفاده از نرمافزار ArcGIS و جعبه ابزار XTools Pro، مساحت هر یک از لغزشها تعیین گردید. متعاقباً، احتمال بزرگی زمینلغزشهای شناسایی شده در منطقه مورد مطالعه با استفاده از توابع چگالی احتمالی Double Pareto، Double Pareto سادهشده و گامای معکوس در نرمافزار R، محاسبه گردید. همچنین در پژوهش حاضر بهمنظور بهینهسازی ضرایب تخمینی از دو روش ناپارامتریک تخمینی چگالی هیستوگرام (HDE) و چگالی کرنل (KDE) و روش پارامتریک تخمینی بیشینه احتمال (ML) استفاده گردید. نتایج تابع چگالی احتمال نشان داد که روشهای تخمین ناپارامتریک (HDE و KDE) نتایج قابل قبولی برای کل لغزشها داشتند، اگرچه روش بیشینه احتمال نتایج خوبی ارائه نکرده است. همچنین نتایج احتمال رخداد لغزش بیانگر شباهت مدلهای Double Parreto ساده شده و گامای معکوس با روشهای مختلف بهینهسازی بوده، هرچند نتایج مدل DP با کمتخمینی همراه بوده و نتوانسته برآورد صحیحی از احتمال بزرگی لغزشها ارائه دهد
وحید رضوی ترمه، حمیدرضا پورقاسمی، فاطمه علی دادگان فرد،
دوره ۹، شماره ۱۷ - ( بهار و تابستان ۱۳۹۷ )
چکیده
سیلاب یکی از رایجترین بلایای طبیعی است که هرساله باعث خسارتهای مالی و جانی فراوانی میگردد. لذا وجود نقشههای حساسیت و آسیبپذیری بهمنظور مدیریت جامع سیلاب جهت کاهش اثرات مخرب آن امری ضروری است. بنابراین هدف از تحقیق حاضر، تهیهی نقشه پتانسیل سیلگیری در شهرستان جهرم، استان فارس با استفاده از روشهای تصمیمگیری چند- معیاره تحلیل سلسله مراتبی (AHP) و تاپسیس و مدل آماری وزن واقعه (WOE) و مقایسهی دقت آنها میباشد. درمجموع ۵۳ محل وقوع سیل در منطقه مورد مطالعه مشخص، که ۳۵ محل وقوع سیل بهطور تصادفی جهت مدلسازی و ۱۶ محل باقیمانده بهمنظور ارزیابی مدلها مورد استفاده قرار گرفت. درمجموع ۹ عامل که بر روی وقوع سیلگیری اثر میگذارند، در نظر گرفته شد و نقشههای آن در محیط ArcGIS آماده گردید. این عوامل شامل درجه شیب، شکل شیب، ارتفاع، شاخص رطوبت توپوگرافی (TWI)، شاخص توان آبراهه (SPI)، فاصله از رودخانه، کاربری اراضی، بارندگی و سنگشناسی میباشد. پس از تهیهی نقشههای پتانسیل سیل با استفاده از روشهای مذکور، جهت ارزیابی نتایج از منحنی تشخیص عملکرد نسبی (ROC) استفاده گردید. سطح زیر منحنی (AUC) بهدستآمده از منحنی تشخیص عملکرد نسبی، نشاندهندهی دقت ۶۸، ۷۰ و ۸۶ درصد بهترتیب برای مدلهای AHP، تاپسیس و مدل آماری وزن واقعه میباشد. نتایج بهدستآمده نشاندهندهی دقت بالای مدلهای آماری در مقایسه با مدلهای تصمیمگیری و مبتنی بر کارشناسی میباشد. نتایج این مطالعه میتواند برای مدیران، محققان و طراحان بهمنظور مدیریت مناطق آسیبپذیر سیل و کاهش خسارات آن مفید باشد.
زینب تیموری یانسری، سید رضا حسین زاده، عطا اله کاویان، حمیدرضا پورقاسمی،
دوره ۹، شماره ۱۸ - ( پاییز و زمستان ۱۳۹۷ )
چکیده
زمین لغزش، یکی از رایج ترین مخاطرات طبیعی است که زندگی، اموال و دارایی های مردم را در مناطق کوهستانی به مخاطره میاندازد. بنابراین، شناسایی مناطق در معرض خطر زمین لغزش به منظور پیشگیری و کاهش خسارات ناشی از وقوع آن، امری ضروری است. هدف از پژوهش حاضر، مقایسه دو مدل رگرسیون لجستیک (LR) و عمومی تجمیع یافته (GAM) و ارزیابی عملکرد آنها، جهت تهیۀ نقشۀ حساسیت زمین لغزش در حوزۀ آبخیز چهاردانگه استان مازندران می باشد. به این منظور ابتدا نقشۀ پراکنش زمین لغزش منطقه با استفاده از تصاویر گوگل ارث و بازدیدهای گسترده میدانی تهیه گردید. سپس نقشه پراکنش زمینلغزش به صورت تصادفی به ۷۰ درصد داده های آموزشی جهت مدلسازی و ۳۰ درصد داده های آزمایشی به منظور اعتبارسنجی تقسیم شد. نقشه های عوامل تاثیرگذار بر وقوع زمین لغزش، شامل عوامل توپوگرافی، هیدرولوژیکی، زمین شناسی و عوامل انسانی در محیط نرم افزار ArcGIS تهیه گردید و در نهایت، با استفاده از منحنی تشخیص عملکرد نسبی (ROC)، ارزیابی مدل های مذکور صورت پذیرفت. نتایج ارزیابی مدل رگرسیون لجستیک و مدل عمومی تجمیع یافته به ترتیب با سطح زیر منحنی ۲/۸۱ درصد و ۴/۸۲ درصد، بیانگر مناسب بودن هر دو روش، جهت تهیۀ نقشۀ حساسیت زمین لغزش در منطقۀ مورد مطالعه میباشد. هرچند مدل عمومی تجمیع یافته با اندکی دقت بیشتر، نسبت به مدل رگرسیون لجستیک کارآیی بیشتری در شناسایی مناطق حساس به وقوع زمین لغزش دارد.
مهدیس امیری، حمیدرضا پورقاسمی،
دوره ۱۰، شماره ۱۹ - ( بهار و تابستان ۱۳۹۸ )
چکیده
برآورد تبخیر و تعرق پتانسیل نقش مهمی در برنامهریزی، طراحی و مدیریت منابع آب، بهویژه در مناطق خشک و نیمهخشک دارد. هدف از تحقیق حاضر، بررسی زمانی روشهای مختلف محاسبه تبخیر و تعرق پتانسیل شامل تورنتوایت، بلانی- کریدل و هارگریوز – سامانی و بررسی تغییرات مکانی آن در حوزه آبخیز مهارلو در استان فارس میباشد. بدین منظور از آمار سالانه درجه حرارت در یک دوره آماری ۱۲ ساله (۲۰۱۳-۲۰۰۲) و ۱۲ ایستگاه هواشناسی در حوزه آبخیز مهارلو استفاده گردید. بهمنظور پهنهبندی تبخیر و تعرق و بررسی تغییرات مکان آن از روش میانیابی عکس مجذور فاصله (IDW) در نرمافزار ArcGIS استفاده گردید. در تحقیق حاضر بهمنظور انتخاب مناسبترین روش برآورد تبخیر و تعرق پتانسیل بلانی- کریدل، هارگریوز- سامانی، تورنتوایت از شاخصهای آماری میانگین مطلق خطا (MAE) (۶۴/۸، ۰۶/۱۲، و ۹۳/۹)، میانگین انحراف خطا (MBE) (۴۲/۰-، ۵۶/۰-، ۳۶/۱-) و ریشه دوم میانگین مربعات باقیمانده (RMSE) (۴۹/۲، ۴۸/۳ و ۸۶/۲) استفاده شد. نتایج نشان داد که تغییرات زمانی و مکانی تبخیر و تعرق پتانسیل درروش بلانی- کریدل بیانگر بیشترین میزان تبخیر و تعرق در ایستگاه دوبنه در سال ۲۰۰۹ با مقدار ۵/۱۲۷میلیمتر در سال و کمترین مقدار آن مربوط به ایستگاه کافتر در سال ۲۰۰۶ با مقدار ۱/۸۵ میلیمتر در سال میباشد. همچنین بر اساس نتایج هارگریوز- سامانی، بیشترین و کمترین مقدار تبخیر و تعرق به ترتیب مربوط به ایستگاههای جهانآباد بختگان در سال ۲۰۰۹ با مقدار ۱/۱۵۲ میلیمتر در سال و ایستگاه کمهر در سال ۲۰۰۳ با مقدار ۵/۹۶ میلیمتر در سال میباشد، درحالیکه درروش تورنتوایت بیشترین میزان تبخیر و تعرق مربوط به ایستگاه دوبنه در سال ۲۰۰۹ با مقدار ۶/۱۰۳ میلیمتر در سال و کمترین مقدار آن مربوط به ایستگاه کمهر در سال ۲۰۱۱ با مقدار ۷/۵۲ میلیمتر در سال برآورد گردید. همچنین نتایج ارزیابی روشهای مختلف برآورد تبخیر و تعرق نشان داد که با توجه به معیار MAE و RMSE روش بلانی- کریدل کمترین میزان خطا (۶۴/۸ و ۴۹/۲) و با توجه به معیارهای MAE و RMSE بیشترین مقدار خطا مربوط به روش هارگریوز- سامانی با مقدار اندازهگیری شده MAE ۰۶/۱۲ و RMSE ۴۸/۳ بوده است، که درمجموع روش بلانی- کریدل بهترین روش تبخیر و تعرق پتانسیل بهدلیل پایین بودن میزان خطا نسبت به روشهای هارگریوز- سامانی و تورنتوایت میباشد.
سحر عبداللهی، حمیدرضا پورقاسمی، غلامعباس قنبریان، روجا صفائیان،
دوره ۱۰، شماره ۲۰ - ( پاییز و زمستان ۱۳۹۸ )
چکیده
هدف از پژوهش حاضر شبیهسازی مکانی و تهیه نقشه حساسیت فرونشست زمین با استفاده از مدل بیشینه آنتروپی در شهرستانهای جیرفت و عنبرآباد است. بدین منظور ابتدا موقعیت فرونشست های زمین با استفاده از بازدیدهای گسترده میدانی مشخص و پس از آن نقشه پراکنش فرونشست زمین منطقه مورد مطالعه در محیط سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) تهیه گردید. سپس هر یک از عوامل موثر بر وقوع فرونشست زمین از قبیل درصد و جهت شیب، طبقات ارتفاعی، انحنای نیمرخ، انحنای سطح، شاخص رطوبت توپوگرافی، فاصله از آبراهه، واحدهای سنگشناسی، دادههای پیزومتری، کاربری اراضی و شاخص تفاضلی پوشش گیاهی نرمالشده (NDVI) در محیط GIS تهیه و بعد از آن با استفاده از روش نسبت فراوانی (FR) وزن طبقات مربوط به هر عامل مشخص شد. نهایتاً نقشه پهنهبندی حساسیت فرونشست زمین با استفاده از مدل بیشینه آنتروپی برای منطقه مورد مطالعه تهیه گردید. نتایج ارزیابی مدل با استفاده از ۳۰ درصد نقاط استفادهنشده در فرآیند شبیهسازی و بر اساس منحنی تشخیص عملکرد نسبی (ROC) نشان داد، نقشه حساسیت فرونشست زمین تهیهشده با استفاده از مدل بیشینه آنتروپی صحت بالایی (۸۵۹/۰) دارد. بنابراین نقشه پهنه بندی مذکور میتواند نقش به سزایی در تعیین مناطق بحرانی از نظر بهرهبرداری آب و تخریب سفرههای آب زیرزمینی در منطقه مورد مطالعه داشته باشد.
مریم سادات جعفرزاده، ناصر طهماسبی پور، علی حقی زاده، حمیدرضا پورقاسمی، حامد روحانی،
دوره ۱۱، شماره ۲۲ - ( پاییز و زمستان ۱۳۹۹ )
چکیده
روشهای مدلسازی آماری مبنی بر روشهای رگرسیونی چندمتغیره و نیازمند دادههای حضور و عدم حضور برای ساخت مدل میباشند. در اغلب موارد دادههای عدم حضور قابل اطمینان وجود ندارد. بنابراین از دیگر روشهایی که تنها مبتنی بر دادههای حضور پدیده موردنظر هستند، استفاده میشود. بدر این مقاله بهمنظور بررسی مناطق دارای قابلیت نفوذ، سه روش نمونهبرداری بوت استرپ، اعتبارسنجی متقابل یا متقاطع (CV)۱ و زیرنمونهگیری، با استفاده از روش ماکزیمم آنتروپی در حوزه آبخیز ماربره مورد مطالعه قرار گرفت. برای انجام پژوهش حاضر، نقشه نقاط دارای نفوذپذیری اندازهگیری شده در حوزه آبخیز ماربره با استفاده از استوانه مضاعف، به عنوان پارامتر وابسته در فرایند آموزش و آزمون از طریق بازدید صحرایی و برداشت میدانی تهیه شد. همچنین به دلیل گستردگی سطح حوضه و هزینه بر بودن فرآیند نمونهبرداری، از اطلاعات مطالعات قبلی صورت گرفته در منطقه مانند گزارش جامع ازنا الیگودرز و همچنین مطالعات توجیهی حفاظت خاک و آبخیزداری حوزههای آبخیز ماربره و بخشی از رودخانه تیره در شمال دورود، که از شرکت آب منطقهای استان لرستان تهیه گردید استفاده شد. نمودار عامل ROC برای صحت سنجی استفاده شد. مقدار AUROC یا سطح زیر نمودار برای روشهای بوت استرپ، متقابل و زیرنمونهگیری، به ترتیب برابر با ۰/۹۵۵، ۰/۹۵۱ و ۰/۹۵۲ میباشد که نشاندهنده صحت نتایج حاصل از مدلسازی میباشد. نتایج نهایی نشان داد که هر کدام از پارامترها در هر یک از این سه روش تا حدودی متفاوت از هم بودند که این اختلاف در فاکتورهای تراکم زهکشی، کاربری اراضی و بافت خاک نسبتا بیشتر مشاهده شد. بر اساس نتیجه حاصل از شاخص عملکرد، اختلاف بسیار جزئی بین هر یک از سه روش نمونهبرداری مشاهده شد بطوریکه میتوان تفاوت آنها را در ارتباط با استراتژیهای متفاوتشان دانست و این اختلاف در خروجی فرایند مدلسازی پدیده مورد نظر ارتباطی به تنوع پدیده مورد مطالعه ندارد. علی رغم افزایش تعداد پیسکلهای مناطق با قابلیت نفوذ بالا در روش نمونهبرداری بوت استرپ نسبت به دو روش دیگر، عملکرد مدل پهنهبندی قابلیت نفوذ به صورت جزیی افزایش نشان داد (%۰/۹۵۵= AUROC). در این مطالعه با توجه به بررسیهای انجام شده، روش بوت استرپ با توجه به تعداد کم دادههای نمونهبرداری نسبت به سطح بسیار وسیع حوضه مطالعاتی برای مدلسازی نقاط تغذیه حوضه مورد نظر توصیه میشود. با توجه به سطح بسیار زیاد منطقه مورد مطالعه، پیشنهاد میشود برای بررسی مطالعات مشابه، این شبیهسازی برای دقت هرچه بیشتر، در سطوح حوضههای کوچکتر و یا برای حوضههای وسیع با داده بیشتری انجام شود.
مجید محمدی، حمیدرضا پورقاسمی، مجتبی امیری،
دوره ۱۲، شماره ۲۳ - ( بهار و تابستان ۱۴۰۰ )
چکیده
فرونشست زمین یک خطر زمینشناسی است که منجر به کاهش ارتفاع سطح زمین بهصورت آرام و یا ناگهانی میشود و یک خطر همیشگی برای امنیت و سلامت زیرساختها مانند راه آهن، خطوط انتقال نیرو و راههای ارتباطی است. از آنجا که فاکتورهای مؤثر بر فرونشست زمین بسیار پیچیده هستند، سطح اثر و میزان توسعه این پدیده در زمان و مکان متغیر است. فرونشست در بیش از ۳۰۰ دشت در ایران اتفاق افتاده است و دشت سمنان یکی از مهمترین مناطقی است که با این پدیده روبهرو میباشد. هدف این پژوهش تهیه نقشه حساسیت فرونشست زمین با استفاده از مدل آنتروپی میباشد. در اولین گام، اطلاعات ۶۵ فرونشستی که در گذشته رخداده جمعآوری شد. دوازده عامل مؤثر از لایههای پایه توپوگرافی، زمینشناسی، کاربری اراضی و تراز آب زیرزمینی برای مدلسازی حساسیت فرونشست در نظر گرفته شد. بعد از اجرای مدل انتروپی در نرمافزار R، وزنهای بهدست آمده به نرمافزار ArcGIS۱۰,۳ وارد شده و نقشه حساسیت فرونشست تهیه گردید. منحنی تشخیص عملکرد نسبی و سطح زیر این منحنی برای ارزیابی دقت مدل آنتروپی مورد استفاده قرار گرفت. دامنه سطح زیر منحنی بین ۰/۵ تا ۱ بوده و عدد بالاتر بیانگر دقت بیشتر در ارزیابی حساسیت فرونشست خواهد بود. پمپاژ بیش از حد از آبهای زیرزمینی یک از مهمترین فاکتورهای مؤثر بر وقوع فرونشست در دشت سمنان است. بهدلیل اقلیم خشک، میزان جریان سطحی در دشت سمنان بسیار محدود است. بنابراین آب زیرزمینی بهعنوان مهمترین منبع آب در منطقه مورد مطالعه شناخته میشود. سطح زیرمنحنی برای مدل آنتروپی ۰/۷۱۵ بهدست آمد که نشان داد این مدلها برای تهیه نقشه حساسیت فرونشست در دشت سمنان قابل قبول است. نقشه حساسیت فرونشست میتواند به برنامهریزان کاربری اراضی و مدیران منابع طبیعی، محیطزیست و منابع آب در منطقه مورد مطالعه کمک کند.
وجیهه عرفانی پورقاسمی، محمدتقی دستورانی، محبوبه حاجی بیگلو، فرشته رحیمی آغ چشمه،
دوره ۱۲، شماره ۲۴ - ( پاییز و زمستان ۱۴۰۰ ۱۴۰۰ )
چکیده
چکیده مبسوط
مقدمه و هدف: سیستم های رودخانه ای در طول زمان دچار تغییر و تحولات جدی می شوند. این تغییرات بسته به شرایط حاکم بر رودخانه از منطقه ای به منطقه دیگر متفاوت است. پیش بینی روند تغییرات رودخانه و ارائه طرح های مهندسی منوط به شناخت رفتار رودخانه و بررسی تغییرات در گذشته است. تحقیق حاضر با هدف بررسی عوامل مؤثر (هیدرولیکی، خصوصیات خاک کنارهها، پوشش گیاهی، الگوی رودخانه ای) در ناپایداری و فرسایش کناری رودخانه کشف رود در استان خراسان رضوی انجام گرفته است.
مواد و روش ها: جهت بررسی بهتر تأثیر عوامل مختلف، مسیر رودخانه به ۱۴ مقطع مطالعاتی تقسیم گردید و پارامترهای هندسی موردنیاز اندازه گیری شد. مدل هیدرولیکی HEC-RAS از طریق الحاقیه HEC-Geo RAS جهت بررسی خصوصیات جریان در مقاطع مختلف رودخانه کشفرود مورد استفاده قرار گرفت. سپس تجزیهوتحلیل نتایج خروجی از مدل، برای دبی با دوره بازگشت های مختلف انجام پذیرفت. همچنین نمونه های خاک از کناره رودخانه برداشتشده و جهت دانه بندی و دیگر مطالعات به آزمایشگاه منتقل شد. دیگر عوامل همچون نوع و تراکم پوشش گیاهی، خصوصیات هندسی کانال رودخانه، میزان فرسایش و نیز تأثیر عوامل انسانی بر تغییرات رودخانه در هنگام بازدید بررسی شد.
یافته ها: نتایج تحلیل های مورفولوژی رودخانه نشان داد که ضریب سینوسیتی (MC) برای اغلب پیچانرودهای مورد بررسی در این تحقیق، کوچکتر از ۱/۹۹ میباشد که بر اساس رابطه ولمن و شیوم برخی از بازهها در گروه رودخانههای مستقیم و برخی دیگر در گروه رودخانه های با پیچ و قوسهای ملایم قرار گرفت. خصوصیات هیدرولیکی جریان مانند سرعت جریان، عدد فرود و غیره هرچند از بازهای به باز دیگر تغییر کرده ولی در تحقیق حاضر تأثیر چندانی در فرسایش نداشته اند. همچنین در بین خصوصیات خاک، وضعیت شوری خاک ارتباط بیشتری با فرسایش کنارهای داشته و بقیه پارامترهای خاک تأثیر چندانی در فرسایش کناری ندارند. وضعیت پوشش گیاهی کف و کناره های رودخانه نقش مهمتری را در فرآیند پایداری کناره ها ایفا نموده است. البته الگوی رودخانه نیز در فرسایش تأثیر داشته، بطوریکه در قسمت مقعر قوس های رودخانه، فرسایش به میزان قابلملاحظهای به چشم میخورد.
نتیجه گیری: از میان عوامل متعدد مورد بررسی در زمینه خصوصیات هیدرولیکی، مرفولوژیکی، خاک و پوشش گیاهی کف و کناره های رودخانه کشف رود در تحقیق حاضر شوری خاک، تراکم پوشش گیاهی و وضعیت مئاندری بازه ها در فرسایش کناره ای موثر بوده اند.
نیما شفیعی کیگاسری، سید عطا اله حسینی، حمیدرضا پورقاسمی،
دوره ۱۵، شماره ۱ - ( بهار و تابستان ۱۴۰۳ )
چکیده
چکیده مبسوط
مقدمه و هدف: زمین لغزش ها از جمله مخاطرات محیطی است که هرساله موجب خسارات زیاد جانی و مالی در قسمت های وسیعی از نواحی کوهستانی کشورمان می شود، از این رو شناسایی عوامل مهم و موثر بر وقوع این پدیده، می تواند به عنوان ابزاری کاربردی در کاهش زیان احتمالی مورد استفاده قرار گیرد. بنابراین شناخت عوامل محیطی تأثیرگذار در شکلگیری وقوع زمین لغزش در شبکه های ارتباطی جنگلی از اهمیت زیادی برخوردار است. شهرستان رامسر به دلیل توپوگرافی عمدتاً کوهستانی، و فعالیت زمین ساختی زیاد، پتانسیل طبیعی برای زمینلغزشهای گسترده در حریم شبکه های ارتباطی را دارد. هدف از این پژوهش، پهنه بندی حساسیت پذیری وقوع زمین لغزش در محدوده شهرستان رامسر با در نظر گرفتن عوامل موثر به خصوص شبکه جاده های جنگلی و استفاده از قابلیت های سیستم اطلاعات جغرافیایی می باشد.
مواد و روشها: بدین منظور در ابتدا موقعیت زمین لغزش ها با استفاده از مطالعات میدانی، گزارش های تاریخی و تصاویر گوگل ارث مشخص شد. در مجموع ۹۵ زمین لغزش در منطقه شناسایی، که به دو گروه برای مدلسازی (۷۰ درصد) و ارزیابی (۳۰درصد) تقسیم شد. جهت تحلیل مکانی حساسیت پذیری وقوع زمین لغزش معیارهایی از قبیل: شیب، جهت شیب، کاربری اراضی، فاصله از مراکز سکونتی، انحنای زمین، بارش، دما، فرسایس، ارتفاع، تراکم پوشش گیاهی، واحدهای
سنگ شناسی، بافت خاک، تراکم آبراهه، فاصله از جاده، و شاخص رطوبت توپوگرافی مورد استفاده قرار گرفت. بهمنظور محاسبه تراکم و میزان سبزی پوشش گیاهی از پروداکت ۱۶ روزه ماهواره لندست ۸ در محیط سامانه گوگل ارث انجین استفاده گردید و خروجی نهایی با روش های رگرسیون وزنی در GIS محاسبه شد. تمامی فرآیندها و تجزیه تحلیل داده ها در محیط Excel و نرمافزار (ArcMap) انجام شد. همچنین به منظور ارزیابی و اعتبار سنجی مدل ها از منحنی تشخیص عملکرد نسبی (ROC) استفاده شد.
یافتهها: مهمترین عوامل تاثیرگذار در حساسیت پذیری زمین لغزش شامل نوع خاک، شیب زمین، پوشش گیاهی، زمینشناسی،جریان های هیدروژئولوژیکی، توپوگرافی، میزان بارندگی و خطوط ارتباطی هستند. پهنه های با حساسیت پذیری وقوع زمین لغزش و تراکم زمین لغزش ها در مناطقی نمایان شده است که عمدتاً مناطق حاشیه محورهای مواصلاتی را شامل می شود. به دلیل احداث گسترده ساختمانها و تأثیرات جانبی جادهسازی، و همچنین به دلیل تخریب شیب طبیعی زمین برای ایجاد جاده و گسترش آن، در این مناطق به وقوع پیوسته است. تطبیق پارامترهای مؤثر بر وقوع زمین لغزش با لایـه پراکنش زمین لغزش ها نشان داد حدود ۷۶ درصد از زمین لغزش ها در محدوده شـیب ۱۱ – ۳۸ درجه رخ داده اند. فرسایش دامنه ها به وسیله جریان های پرسرعت سیلابی، باعـث بروز بیش از ۶۳ درصد از زمین لغزش ها تا فاصله ۵۰۰ متری از آبراهه ها شده است. در کنار سه عامل اصلی نوع خاک، شیب طبیعی زمین، فرسایش دامنه ها وقوع خطر
زمین لغزش، بازسازی و توسعه جاده بدون در نظر گرفتن اصول پایداری شیب باعث از بین رفتن تکیه گاه در شیب های تند شده و در صورت مساعد بودن سایر شرایط، بروز زمین لغزش را سبب شده است. بیش از نیمی از زمین لغزش رخداده در منطقه در تناوبی از سنگ، شیل، ماسه سنگ، سنگ جوش، همراه با لایه هایی از زغال رخ داده اند. قطع لایه زمین لغزش رخ داده با طبقات فاصله از جاده نشان داده رخداد زمین لغزش تا فاصله ۴۰۰ متری از جاده به دلیل تأثیر مستقیم عملیات راه سازی و ترانشه زنی در به هم زدن تعادل دامنه های مشرف به جاده بوده است، به گونه ای که با دور شدن از جاده اصلی مساحت زمین لغزش ها به تدریج کمتر می شود. نتایج نشان داد مدل نسبت فراوانی (Frequency ratio models) با سطح زیر منحنی ۰/۷۶۰ دقت قابل قبولی برای تهیه نقشه حساسیت زمین لغزش ارائه کرده است. نتایج به دست آمده نقشه نهایی حساسیتپذیری وقوع زمین لغزش نشاندهنده آن است که طبقه ۵ با ضریب حساسیتپذیری خیلی زیاد ۱۳/۰۶ درصد از کل مساحت منطقه، طبقه۴ با ضریب حساسیتپذیری زیاد ۱۶/۳۵ درصد، طبقه۳ با ضریب حساسیتپذیری متوسط۲۲/۳۲ درصد، طبقه ۲ با ضریب حساسیتپذیری کم۲۷/۴۶ درصد، طبقه۱ با ضریب حساسیتپذیری خیلی کم۲۰/۷۹ درصد را به خود اختصاص داده اند در نتیجه۳۱/۷۹ درصد از کل منطقه در معرض لغزش شدید قرار دارد. با توجه به نقشه نهایی و ارتباط نزدیک بین حضور جاده و وقوع زمین لغزش می توان بیان داشت که جاده های شمال غربی و شرقی شهرستان رامسر بیشتر در معرض وقوع زمین لغزش هستند.
نتیجهگیری: به نظر می رسد حذف پوشش گیاهی، تغییر مسیر آبراهه ،تغییر شیب طبیعی زمین،برداشت خاک ها و سنگ ها برای ساخت جاده در منطقه باعث بروز زمین زلغزش ها در اطراف جاده های جنگلی شده است. محدودههای حاشیه محورهای مواصلاتی افتراق زیادی بین ضرایب حساسیتپذیری نشان داده اند، که این امر نشاندهنده اهمیت بالقوه وقوع زمینلغزش در این مناطق است. میتوان نتیجه گرفت که ارائه توصیهها و راه کارهای مناسب برای کاهش ریسکهای زمینلغزشها، بهبود مدیریت مناطق و اجرای استراتژیهای پیشگیرانه در این منطقه بسیار ضروری است. این تحقیق نشان میدهد که با انجام تحلیلهای دقیق و انطباق با وضعیت محیطی، میتوان تدابیر مؤثری را به منظور کاهش آثار زمینلغزشها و افزایش پایداری مناطق اجرایی کرد. از اینرو، ترکیبی از تحلیلهای زمینشناسی، هیدروژئولوژی، توپوگرافی و اطلاعات جغرافیایی میتواند به عنوان یک ابزار موثر برای مطالعه، پیشبینی و مدیریت ریسک زمینلغزشها در مناطق کوهستانی استفاده شود.