1- گروه مرتع و آبخیزداری، دانشکده منابع طبیعی و کویرشناسی، دانشگاه یزد، یزد، ایران
2- گروه مهندسی آب، دانشکده کشاورزی، دانشگاه صنعتی اصفهان، اصفهان، ایران
3- پژوهشکده حفاظت خاک و آبخیزداری، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران
چکیده: (498 مشاهده)
چکیده مبسوط
مقدمه و هدف: مدیریت پایدار حوزههای آبخیز بهعنوان یکی از ارکان اساسی در حفظ و ارتقای منابع طبیعی، نقش مهمی در بهبود کیفیت آب و خاک و همچنین افزایش بازدهی کشاورزی دارد. این مدیریت میتواند به حفظ زیستگاههای طبیعی و بهبود معیشت جوامع محلی نیز کمک کند. حوزههای آبخیز بهعنوان یکی از مهمترین واحدهای طبیعی و مدیریتی نقش حیاتی در حفظ پایداری منابع طبیعی دارند. این واحدها بهویژه در مناطق کوهستانی و خشک، بهعنوان تأمینکننده اصلی منابع آب، جلوگیری از فرسایش خاک، و پشتیبان اکوسیستمهای طبیعی نقش کلیدی را ایفا میکنند. در دهههای اخیر، با رشد سریع جمعیت، افزایش تقاضا برای منابع طبیعی، تغییرات اقلیمی و بروز بحرانهای اقتصادی، تخریب این منابع افزایش یافته است. عوامل متعددی نظیر بهرهبرداری بیرویه از منابع آب و خاک، تخریب پوشش گیاهی، و تغییر کاربریهای اراضی طبیعی منجر به کاهش کارکردهای طبیعی حوزههای آبخیز شدهاند. حوزه آبخیز سد ایلام بهعنوان یکی از مهمترین حوزههای کشور، از این مشکلات مستثنی نیست، بههمین دلیل، هدف از این تحقیق بررسی و اولویتبندی مهمترین عوامل مؤثر بر تخریب این حوزه آبخیز است تا راهکارهایی مدیریتی برای کاهش این تخریبها ارائه شوند.
مواد و روشها: این تحقیق بهصورت ترکیبی از روشهای کمی و کیفی صورت گرفت. ابتدا از طریق مطالعات کتابخانهای و مرور منابع علمی، به بررسی ابعاد مختلف تخریب حوزههای آبخیز پرداخته شد. همچنین از بازدیدهای میدانی و برگزاری جلسات مشورتی با خبرگان محلی و افراد ساکن در حوزه آبخیز استفاده شد تا عوامل مهم تخریب حوزه آبخیز سد ایلام شناسایی شوند. بر اساس این مطالعات، تعداد 32 عامل بهعنوان مهمترین عوامل تخریب این حوزه شناسایی گردید. عواملی همچون خشکسالی، تجاوز به منابع طبیعی، تغییر کاربری اراضی، بهرهبرداری بیش از حد از پوشش گیاهی و برداشت بیرویه آب در بین این عوامل قرار داشتند. برای بررسی بیشتر، پرسشنامهای طراحی شد که شامل گویههای مرتبط با این 32 عامل بود. پرسشنامه توسط خبرگان تأیید شد تا از روایی آن اطمینان حاصل شود. همچنین، برای تأیید پایایی پرسشنامه از روش آلفای کرونباخ استفاده شد که نتایج نشاندهنده سطح پایایی مناسب پرسشنامه بود. سپس نظرسنجی از 24 نفر از کارشناسان حوزه آبخیز و افراد محلی انجام شد. این افراد با استفاده از مقیاس لیکرت به هر یک از عوامل امتیاز دادند و بر اساس دادههای جمعآوریشده، اولویتبندی گویهها با استفاده از آزمون فریدمن انجام گرفت. این آزمون آماری به شناسایی اولویتهای عوامل تخریب کمک کرد و مشخص کرد که کدام عوامل بیشترین تأثیر را بر تخریب حوزه آبخیز داشتند.
یافتهها: نتایج نشان دادند که خشکسالی (D1) بهعنوان مهمترین عامل تخریب شناخته شد و بالاترین میانگین رتبه (23/33) را کسب کرد. خشکسالی در سالهای اخیر نهتنها باعث کاهش منابع آبی شده است، بلکه پوشش گیاهی را نیز تحت تأثیر قرار داده است و باعث فرسایش خاک شده است. پس از آن، تجاوز به منابع طبیعی و تغییر کاربریهای اراضی طبیعی (D13) با میانگین رتبه 22/56 بهعنوان دومین عامل تأثیرگذار شناسایی شد. این تغییرات کاربری شامل تبدیل اراضی مرتعی به کشاورزی، باغات و سایر کاربریها بوده اند که تأثیرات منفی بر اکوسیستمهای طبیعی گذاشته اند. بهرهبرداری مفرط از پوشش گیاهی (D27) نیز با میانگین رتبه 22/48 بهعنوان سومین عامل تخریب معرفی شد. چرای بیرویه دامها و برداشت بیرویه گیاهان باعث کاهش تراکم پوشش گیاهی شدهاند که خود منجر به تشدید فرسایش خاک و افزایش روانابهای سطحی گردیده است. برداشت بیرویه آب (D29) با میانگین رتبه 21/17 دیگر عامل کلیدی تخریب بود. در مقابل، عواملی نظیر روند افزایشی مناطق مسکونی (D21) و تراکم درز و شکافها و گسلها (D10) با میانگین رتبههای 8/19 و 8/02 بهعنوان کماهمیتترین عوامل تخریب شناسایی شدند. این یافتهها نشان میدهند که اگرچه ساختوسازهای مسکونی میتوانند بر تخریب منابع طبیعی تأثیرگذار باشند، اما در مقایسه با خشکسالی و بهرهبرداری مفرط از منابع طبیعی تأثیر کمتری دارند.
نتیجهگیری: نتایج این تحقیق نشان میدهند که عوامل طبیعی مانند خشکسالی و همچنین عوامل انسانی همچون تغییر کاربری اراضی و بهرهبرداری مفرط از منابع طبیعی، بهعنوان مهمترین دلایل تخریب شناسایی شدهاند. این عوامل تأثیر قابل توجهی بر کاهش کیفیت منابع آب، تخریب خاک و افزایش فرسایش سطحی داشتهاند. اولویتبندی عوامل مؤثر بر تخریب میتواند به سیاستگذاران و مدیران کمک کند تا برنامهها و سیاستهای کارآمدتری برای کاهش تخریبها و حفاظت از منابع طبیعی تدوین کنند. بهعنوان مثال، خشکسالی بهعنوان یکی از عوامل اصلی تخریب حوزه آبخیز سد ایلام نیازمند سیاستهایی نظیر تنظیم بهرهبرداری از منابع آبی در دورههای خشک و مدیریت منابع آب برای جلوگیری از کاهش سطح آبهای زیرزمینی است. علاوه بر این، تغییر کاربری اراضی بهخصوص تبدیل اراضی طبیعی به زمینهای کشاورزی و صنعتی، نیازمند محدودیتهای قانونی و تدوین مقررات جدید برای جلوگیری از تخریب بیشتر است. سیاستهایی همچون محدود کردن بهرهبرداریهای غیرمجاز از منابع آبی و تنظیم مقررات بهرهبرداری از پوشش گیاهی نیز از جمله اقداماتی هستند که میتوانند به بهبود شرایط حوزه آبخیز سد ایلام کمک کنند. در این راستا، مدیریت جامع حوزه آبخیز که شامل مشارکت فعال ذینفعان محلی و ملی است، میتواند راهکاری موثر برای مقابله با تخریب باشد. در نهایت، برنامهریزی دقیق و علمی بر اساس نتایج مطالعات میدانی، آموزش و آگاهیبخشی به جوامع محلی درباره اهمیت حفاظت از منابع طبیعی، و اجرای سیاستهای مدیریتی مناسب میتوانند بهطور چشمگیری به کاهش تخریبها و بهبود پایداری حوزههای آبخیز کمک کنند.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
مديريت حوزه های آبخيز دریافت: 1403/5/14 | پذیرش: 1403/12/24