1- دانشگاه مازندران
چکیده: (22 مشاهده)
مقدمه و هدف: هدف از این پژوهش، بررسی علتهای همدیدی، دینامیکی بارشهای سنگین در حوزه رودخانه بابلرود در استان مازندران است. این امر مستلزم شناخت اقلیم منطقه و فراوانی سیلابهای این حوزه است. بارش متغیری است که مقدار، شدت و نوع آن، در ابعاد زمانی و مکانی تغییر میکند. وقوع بارشهای سنگین نمودی از این تغییرات است که عاملی مخاطرهآمیز در بروز حوادث طبیعی مثل سیل میباشد. سیلاب یکی از مهمترین مخاطرات در سطح جهان است که سبب خسارات زیادی به بخش کشاورزی، شیلات، مساکن و زیرساختها میگردد و بهشدت روی فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی تأثیر میگذارد. بهطوریکه سیلاب حدود 41 درصد از آمار مرگومیرهای ناشی از بلایای طبیعی را در بر میگیرد و فقط در آخرین دهه قرن بیستم، مرگ حدود 100 هزار نفر را رقم زد و زندگی حدود 1.4 میلیارد نفر را تحت تأثیر قرار داد. با افزایش شدت و فراوانی رخدادهای سیل، نگرانیهای جهانی در خصوص افزایش مرگومیر و ضررهای اقتصادی ناشی از آن افزایش یافته است. علاوه بر عوامل محیطی اولین عامل در ایجاد سیل، شدت بارش است و بزرگترین سیلها مربوط به بارشهای شدید همراه با حداکثر پیک لحظهای میباشد که در یک مقطع زمانی معین اتفاق میافتد. شناخت رژیم و الگوی اقلیمی این بارشها کمک زیادی به شناسایی و پیش بینی این سیلها خواهد کرد.
مواد و روشها: برای بررسی علت همدیدی بارش های سنگین حوزه رودخانه بابلرود ایستگاههای بابلسر، قران تالار و آلاشت مورد مطالعه قرار گرفتند. بارش بیش از صدک 90 در حداقل 1 ایستگاه و رخداد بارش در ایستگاههای دیگر، شروط اصلی روزهای منتخب هستند. پس از مشخص شدن روزهای منتخب، میانگین و آنومالی ارتفاع تراز 500 میلیبار و فشار سطح زمین و شاخص اُمگا برای ترازهای 850 و 500 میلیبار از وبسایت (NCEP/NCAR) دریافت شد. پارامترهای واگرایی، رطوبت نسبی، دما، باد مداری و نصفالنهاری، تاوایی نسبی، سرعت عمودی و ارتفاع ژئوپتانسیل برای ترازهای 1000 تا 500 میلیبار در 20 روز منتخب از مدل تجزیه و تحلیل مجدد ERA5 دریافت و سپس با استفاده از نرم افزار GIS دادههای عددی برای مختصات 3 ایستگاه استخراج شد.
یافتهها: با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون بیشترین بارش رخ داده در یک سال مشخص شد که رابطه معنا داری بین این 3 ایستگاه را نشان نمیدهد و تا حدی این رابطه بین پایین دست و بالادست حوزه این رودخانه معکوس میباشد. بررسی ها نشان میدهد که رخداد بارندگی سنگین به شکل همزمان در تمام حوزه بابلرود به ندرت رخ میدهد و سنگین ترین بارش های فراگیر حوزه بابلرود از الگوی همدیدی به خصوصی تبعیت میکند؛ لذا، آشکارسازی این الگو و شرایط رخداد بارندگی سنگین به شکل همزمان در این حوزه، اهمیت این پژوهش را افزایش میدهد. روزهای منتخب به عنوان صدک 90 ایستگاه بابلسر، 10 روز، ایستگاه قران تالار 7 روز، ایستگاه آلاشت 1 روز است که در این بین 2 روز به عنوان روزهای مشترک ایستگاههای بابلسر و قران تالار میباشد. پس از آنالیز دادهها، 2 سامانه مورخ 26 تا 31 تیر 1394 و 26 اسفند 1397 تا 3 فروردین 1398 تحت عنوان سامانههای مربوط به سنگین ترین بارشهای رخ داده به شکل همزمان در کل حوزه بابلرود انتخاب شدند و هر 2 شروط مذکور را دارا بودند. در سامانه 26 تا 31 تیر 1394 بیشترین بارش این سامانه بین این 3 ایستگاه از ایستگاه بابلسر به میزان 107.2 میلیمتر و کمترین آن مربوط به ایستگاه قران تالار به میزان 68 میلیمتر بود. بطور میانگین یک ناوهای از عرضهای شمالی به شکل نصف النهاری و مستقیم به منطقه نفوذ کرده و امواج آن در مجاورت با پرارتفاع یا سامانه بندالی قرار دارد و همچنین در سطح زمین نفوذ زبانههای پرفشار از غرب دیده شد. در سامانه 26 اسفند 1397 تا 3 فروردین 1398 بیشترین بارش از ایستگاه قران تالار به میزان 120 میلیمتر و کمترین از ایستگاه بابلسر به میزان 97.5 میلیمتر بوده است که این پدیده حاصل نفوذ ناوهای عمیق از عرضهای شمالی به منطقه بوده و مراکز کم ارتفاع آن به تناوب از سطح منطقه عبور میکردند و در سطح زمین از غرب زبانههای پرفشار و در مرکز، کمفشاری در شرق ترکمنستان قرار داشت.
نتیجهگیری: با پیدا کردن ویژگی مشترک مشاهده شد که برای رخداد بارندگی سنگین در کل حوزه بابلرود، با توجه به اقلیم هر منطقه باید شروطی چون، نفوذ مستقیم ناوه به سواحل مرکزیِ جنوب دریای کاسپین، نفوذ زبانههای پرفشار مهاجر از غرب و شمال و غرب به منطقه، حاکم شدن جریانات شمالی-شمال غربی به شکل همگرا در کل حوزه بابلرود، صعودی بودن هوا در تمام لایهها، استقرار تاوایی مثبت در تراز 500 میلی بار و منفی در لایههای زیرین و حاکمیت وزش باد نسبتا شدید در دریا جهت شارش رطوبت و بیشترین رطوبت نسبی در لایههای تحتانی برقرار باشد. بررسی ها نشان داد که حین نفوذ زبانه های پرفشار از غرب و شمال غرب، در سطح زمین و ترازهای تحتانی، هرچه جریانات آنتی سیکلونی بر جریانات سیکلونی غلبه داشته باشد ، اوج ریزشها از سواحل به سمت دامنهها تا ارتفاعات میاندست کشیده میشود. بالعکس حین اوج ریزشها در ساحل، جریانات آنتیسیکلونی تضعیف میشود و در تراز 500 میلیبار واگرایی و صعود هوا با تقویت همراه است. زمانی که اوج ریزشها از ارتفاعات و دامنهها به سمت ساحل منتقل میشود، مرکز کمارتفاع قویتر و عمق نفوذ ناوه به عرضهای پایینتر، کمتر میشود.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
هواشناسی دریافت: 1403/8/22 | پذیرش: 1405/3/4