پاییز و زمستان                   برگشت به فهرست مقالات | برگشت به فهرست نسخه ها


XML English Abstract Print


گروه مرتع و آبخیزداری، دانشکده منابع‌طبیعی، دانشگاه صنعتی خاتم‌الانبیاء (ص) بهبهان، ایران
چکیده:   (46 مشاهده)
چکیده مبسوط
مقدمه و هدف: حوزه‌آبخیز به عنوان منبع اصلی نیازهای بشر، بایستی به­گونه­ای باشد که حداکثر استفاده از منابع، باعث زوال آن در بلند مدت نشود؛ لذا مدیریت جامع حوزه‌آبخیز، یک رویکرد کلی نگر و سیستمی را می­طلبد که ضمن توجه به استانداردهای زندگی آبخیزنشینان، سلامت اقتصادی و اجتماعی، کاهش تعارضات در تصمیم­گیری­ها و هدررفتن سرمایه، تأمین منابع انسانی با جلب مشارکت مردمی و ایجاد سازگاری بین سیستم‌های فیزیکی، بیولوژیکی، اجتماعی و فرهنگی، مخاطرات و مشکلات محیطی در حوزه­آبخیز را به حداقل رسانده و منجر به بهره­برداری بهینه از منابع در راستای توسعه پایدار گردد. بنابراین، هدف کلی‌ مدیریت‌ حوزه­های­آبخیز، توسعه‌ معیشت‌ پایدار براساس مدیریت‌ جامع منابع­طبیعی‌‌، همراه با مشارکت‌ همه‌ ذینفعان است‌. در پژوهش ﺣﺎﺿﺮ، سعی بر این است که به­منظور تأمین نیاز آبی و در نتیجه معیشت پایدار ساکنین حوزه­آبخیز چاه­تلخ (باشت) واقع در استان کهگیلویه و بویراحمد، علاوه­بر ﺍﺭﺯﻳﺎﺑﻲ ﺍﺛﺮﺑﺨﺸﻲ ﻓﻌﺎﻟﻴﺖﻫﺎی ﺁﺑﺨﻴﺰﺩﺍﺭی، راهبردهای مدیریتی مطلوبی با در نظر گرفتن عوامل تأثیرگذار بر حوضه و نگرش بلندمدت در راستای دستیابی به توسعه پایدار ارائه شود.
مواد و روش‎ها: اولین اقدام در ارزیابی پروژه­های آبخیزداری، تعیین امکانات، پتانسیل‌ها، محدودیت‌ها و مشکلات حوضه است. لذا برای شناخت کافی از عوامل تأثیرگذار بر حوزه­آبخیز چاه­تلخ، پس از بازخوانی‌ مطالعات تفصیلی‌-اجرایی‌، بازدیدهای­میدانی، طرح پرسشنامه با AHP و شناسایی عوامل داخلی (نقاط قوت و ضعف) و عوامل خارجی (تهدیدها و فرصت‌ها)، هرکدام هشت معیار و در مجموع 32 معیار، انتخاب اصلی‌ترین پارامترهای تأثیرگذار بر حوزه‌آبخیز به­منظور ارزیابی با مدل SWOT صورت پذیرفت. تدوین راهبردها در راستای حل نقاط ضعف، قوت، فرصت و تهدید با هدف رفع مشکلات آبخیزنشینان اتخاذ گردید و نهایتاً با ماتریس QSPM اولویت­بندی شد.
یافته‎ها: براساس نتایج جدول ارزیابی عوامل درونی، بیشترین ضریب اهمیت در قوت­ها (وجود کارشناس ماهر و متخصص با وزن 102/0) و در ضعف­ها (سیستم ضعیف آموزشی و ترویجی و عدم آگاهی بهره­برداران از منافع بلندمدت مدیریتی با وزن 038/۰) و بر اساس ارزیابی عوامل بیرونی، بیشترین ضریب اهمیت در فرصت­ها به (علاقه مردم به مشارکت و همکاری در اجرای طرح‌های آبخیزداری با وزن 10۴/0) و در تهدیدها به (ناسازگاری ادارات برای ساخت و ساز و اجرای عملیات مکانیکی با وزن ۰40/۰) اختصاص داده شد. نتایج ماتریس ارزیابی عوامل درونی و بیرونی SWOT، نشان داد که مجموع امتیاز نهایی عوامل درونی 01/۳ IFE= و مجموع امتیاز نهایی عوامل بیرونی 12/۳ EFE= به دست آمد و وضعیت راهبرد در ربع راهبرد تهاجمی ((SO به عنوان بهترین راهبرد انتخاب شد، که بیانگر توانایی غلبه نقاط قوت بر ضعف­ها بوده و با تکیه بر فرصت‌ها می‌توان نقاط ضعف و تهدیدها را تعدیل کرد. به­منظور اولویت­بندی راهبردها با ماتریس QSPM، برای هر یک از معیارهای نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدید با توجه به راهبردهای تهاجمی SO1) تا SO7)، ضریب اهمیت، میزان جذابیت (AS) و امتیاز نهایی راهبرد که نشان­دهنده جذابیت­نسبی آن راهبرد می­باشد (TAS) محاسبه شد و نهایتاً راهبردها بر اساس امتیازشان اولویت‌بندی شدند. راهبرد SO4 (برنامه‌ریزی مدیریت جامع حوزه‌آبخیز با برگزاری دوره­های آموزشی و ترویجی و فرهنگی) با امتیاز 952/5 در اولویت اول و راهبرد SO1 (بهره‌برداری صحیح از منابع آب) با امتیاز 321/5 در اولویت دوم قرار گرفت. راهبرد SO7 (جذب توریست و توسعه گردشگری به منظور افزایش درآمد مردم) با امتیاز 384/4 کمترین امتیاز را داشت و در اولویت آخر راهبردهای تهاجمی قرار گرفت. نرخ سازگاری معیارهای نقاط قوت، 065/0 CR= ، نقاط ضعف ۰95/۰CR= ، نقاط فرصت ۰48/۰CR= و نقاط تهدید  ۰28/۰CR=  بدست آمد. از آنجا که نرخ سازگاری کمتر از ۱/۰ می‌باشد، بنابراین معیارها از نظر منطقی سازگار و مقادیر وزن معیار بدست‌ آمده صحیح می‌باشد.
نتیجه‎گیری: به‌طور کلی‌، باید توجه‌ داشت‌ که‌ هدف از انجام عملیات آبخیزداری به­ویژه در پروژه­های‌ مرتبط‌ با کنترل فرسایش‌ و سیلاب تا حد صفر و آن هم‌ در کلیه‌ سطوح حوضه‌ مد نظر نیست‌. بر این‌ اساس توصیه می­شود گستره این اقدامات متناسب‌ با شرایط‌ کل‌ حوضه‌ بوده و اجرای فعالیت‌های‌ مکانیکی‌ و بیولوژیکی‌ حول محور اقتصادی‌-اجتماعی‌ و تمامی‌ روابط‌ موجود در حوزه­آبخیز صورت پذیرد. همچنین علاوه­بر انجام دقیق عملیات و انطباق عملیات پیشنهادی با اجرایی، مدیریت و نظارت دقیق ناظر طرح و پیگیری و نظارت مداوم بعد از اجرای طرح ضرورت دارد. بازدیدهای­میدانی و بررسی گزارش­ها نشان داد که در صورت اجرای صحیح پروژه­های آبخیزداری، این حوضه پتانسیل کاهش میزان شدت فرسایش و دبی پیک سیلاب را دارد. با توجه به نتایج ارزیابی، به­منظور دستیابی به توسعه‌ پایدار، الگویی از اقدامات صحیح و راهکارهای مناسب‌ حل مشکلات حوضه برای اثربخشی‌ اقدامات آبخیزداری‌ و تسهیل فرایند تصمیم­گیری توسـط مدیران آبخیز و حتی آبخیزنشینان ارائه‌ شد. به­عنوان مثال، با توجه به ضعف‌ نظام ترویجی‌ و آموزشی‌، دانش‌ و آگاهی اندک‌ اهالی چاه­تلخ، نسبت‌ به‌ طرح­های‌ توسعه‌ای و‌ عدم توجه‌ کافی‌ به‌ دانش‌ بومی،‌ ضروری‌ است‌ که‌ دانش‌ غنی‌ و ارزنده محلی‌ منطقه‌ در سیاست­گذاری‌ و اتخاذ تصمیم‌­های‌ اساسی‌ لحاظ شده و پایش‌ و به‌روزرسانی‌ مطالعات با دانش‌ جدید نیز مدنظر قرار گیرد. استفاده از دانش‌ بومی‌ به‌ دلیل‌ برخورداری‌ از ویژگی‌هایی‌ چون قابلیت‌ اجرا، نیاز کمتر به‌ منابع‌ مالی‌، اجرای‌ راحت‌تر و سازگاری‌ با طبیعت‌، از قابلیت‌ مناسبی‌ برای‌ مدیریت‌ جامع‌ حوزه­های‌ آبخیز برخوردار است.‌ البته تلفیق دانش بومی و دانش نوین در صورت حمایت­های مالی سازمان­های مربوطه، منجر به اثربخشی اقدامات مدیریتی می­گردد. این راهبردها می­تواند در راهنمایی کاربران (بخش پژوهش و اجرا) جهت کاهش اثرات منفی این اقدامات، اجرای طرح‌های موفق آبخیزداری، ﺗﺨﺼﻴﺺ­ﺍﻋﺘﺒﺎﺭ ﻭ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪﮔﺬﺍﺭیﻫﺎی ﺁﺗﻲ جهت ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻓﻌﺎﻟﻴﺖﻫﺎی­ﭘﮋﻭﻫﺸﻲ و تعمیم راهکارها به دیگر حوزه­های­آبخیز مشابه در کشور، مفید واقع شود.
     
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: مديريت حوزه های آبخيز
دریافت: 1404/6/8 | پذیرش: 1404/8/7

ارسال نظر درباره این مقاله : نام کاربری یا پست الکترونیک شما:
CAPTCHA

ارسال پیام به نویسنده مسئول


بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به (پژوهشنامه مدیریت حوزه آبخیز (علمی-پژوهشی می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Journal of Watershed Management Research

Designed & Developed by: Yektaweb