1- دانشگاه یزد
2- پژوهشکده حفاظت خاک و آبخیزداری
چکیده: (4 مشاهده)
مقدمه و هدف: حوزههای آبخیز بهعنوان یکی از مهمترین واحدهای طبیعی و مدیریتی نقش حیاتی در حفظ پایداری منابع طبیعی دارند. این واحدها بهویژه در مناطق کوهستانی و خشک، بهعنوان تأمینکننده اصلی منابع آب، جلوگیری از فرسایش خاک، و پشتیبان اکوسیستمهای طبیعی نقش کلیدی ایفا میکنند. در دهههای اخیر، با رشد سریع جمعیت، افزایش تقاضا برای منابع طبیعی، تغییرات اقلیمی و بروز بحرانهای اقتصادی، تخریب این منابع افزایش یافته است. عوامل متعددی نظیر بهرهبرداری بیرویه از منابع آب و خاک، تخریب پوشش گیاهی، و تغییر کاربریهای اراضی طبیعی منجر به کاهش کارکردهای طبیعی حوزههای آبخیز شده است. حوزه آبخیز سد ایلام بهعنوان یکی از مهمترین حوزههای کشور، از این مشکلات مستثنی نیست، به همین دلیل هدف از این تحقیق بررسی و اولویتبندی مهمترین عوامل مؤثر بر تخریب این حوزه آبخیز است تا راهکارهایی مدیریتی برای کاهش این تخریبها ارائه شود.
مواد و روشها: این تحقیق بهصورت ترکیبی از روشهای کمی و کیفی صورت گرفت. ابتدا از طریق مطالعات کتابخانهای و مرور منابع علمی، به بررسی ابعاد مختلف تخریب حوزههای آبخیز پرداخته شد. همچنین از بازدیدهای میدانی و برگزاری جلسات مشورتی با خبرگان محلی و افراد ساکن در حوزه آبخیز استفاده شد تا عوامل مهم تخریب حوزه آبخیز سد ایلام شناسایی شوند. بر اساس این مطالعات، تعداد 32 عامل بهعنوان مهمترین عوامل تخریب این حوزه شناسایی گردید. عواملی همچون خشکسالی، تجاوز به منابع طبیعی، تغییر کاربری اراضی، بهرهبرداری بیش از حد از پوشش گیاهی و برداشت بیرویه آب در بین این عوامل قرار داشتند. برای بررسی بیشتر، پرسشنامهای طراحی شد که شامل گویههای مرتبط با این 32 عامل بود. پرسشنامه توسط خبرگان حوزه آبخیزداری تأیید شد تا از روایی آن اطمینان حاصل شود. همچنین، برای تأیید پایایی پرسشنامه از روش آلفای کرونباخ استفاده شد که نتایج نشاندهنده سطح پایایی مناسب پرسشنامه بود. سپس نظرسنجی از 24 نفر از کارشناسان حوزه آبخیز و افراد محلی انجام شد. این افراد با استفاده از مقیاس لیکرت به هر یک از عوامل امتیاز دادند و بر اساس دادههای جمعآوریشده، اولویتبندی گویهها با استفاده از آزمون فریدمن انجام گرفت. این آزمون آماری به شناسایی اولویتهای عوامل تخریب کمک کرده و مشخص کرد که کدام عوامل بیشترین تأثیر را بر تخریب حوزه آبخیز دارند.
یافتهها: نتایج نشان داد که خشکسالی (D1) بهعنوان مهمترین عامل تخریب شناخته شد و بالاترین میانگین رتبه (23.33) را کسب کرد. خشکسالی در سالهای اخیر نهتنها باعث کاهش منابع آبی شده، بلکه پوشش گیاهی را نیز تحت تأثیر قرار داده و باعث فرسایش خاک شده است. پس از آن، تجاوز به منابع طبیعی و تغییر کاربریهای اراضی طبیعی (D13) با میانگین رتبه 22.56 بهعنوان دومین عامل تأثیرگذار شناسایی شد. این تغییرات کاربری شامل تبدیل اراضی کشاورزی به مناطق مسکونی و صنعتی بوده که تأثیرات منفی بر اکوسیستمهای طبیعی گذاشته است. بهرهبرداری مفرط از پوشش گیاهی (D27) نیز با میانگین رتبه 22.48 بهعنوان سومین عامل تخریب معرفی شد. چرای بیرویه دامها و برداشت گیاهان بهصورت غیرقانونی باعث کاهش تراکم پوشش گیاهی شده که خود منجر به تشدید فرسایش خاک و افزایش روانابهای سطحی گردیده است. برداشت بیرویه آب (D29) با میانگین رتبه 21.17 دیگر عامل کلیدی تخریب بود. در مقابل، عواملی نظیر روند افزایشی مناطق مسکونی (D21) و تراکم درز و شکافها و گسلها (D10) با میانگین رتبههای 8.19 و 8.02 بهعنوان کماهمیتترین عوامل تخریب شناسایی شدند. این یافتهها نشان میدهد که اگرچه ساختوسازهای مسکونی میتواند بر تخریب منابع طبیعی تأثیرگذار باشد، اما در مقایسه با خشکسالی و بهرهبرداری مفرط از منابع طبیعی تأثیر کمتری دارد.
نتیجهگیری: مدیریت پایدار حوزههای آبخیز بهعنوان یکی از ارکان اساسی در حفظ و ارتقای منابع طبیعی، نقش مهمی در بهبود کیفیت آب و خاک و همچنین افزایش بازدهی کشاورزی دارد. این مدیریت میتواند به حفظ زیستگاههای طبیعی و بهبود معیشت جوامع محلی نیز کمک کند. حوزه آبخیز سد ایلام که در سالهای اخیر بهدلیل عوامل مختلف طبیعی و انسانی تخریب شده است، نیازمند توجه ویژهای برای جلوگیری از تخریب بیشتر است. نتایج این تحقیق نشان میدهد که عوامل طبیعی مانند خشکسالی و همچنین عوامل انسانی همچون تغییر کاربری اراضی و بهرهبرداری مفرط از منابع طبیعی، بهعنوان مهمترین دلایل تخریب شناسایی شدهاند. این عوامل تأثیر قابل توجهی بر کاهش کیفیت منابع آب، تخریب خاک و افزایش فرسایش سطحی داشتهاند. اولویتبندی عوامل مؤثر بر تخریب میتواند به سیاستگذاران و مدیران کمک کند تا برنامهها و سیاستهای کارآمدتری برای کاهش تخریبها و حفاظت از منابع طبیعی تدوین کنند. بهعنوان مثال، خشکسالی بهعنوان یکی از عوامل اصلی تخریب حوزه آبخیز سد ایلام نیازمند سیاستهایی نظیر تنظیم بهرهبرداری از منابع آبی در دورههای خشک و مدیریت منابع آب برای جلوگیری از کاهش سطح آبهای زیرزمینی است. علاوه بر این، تغییر کاربری اراضی بهخصوص تبدیل اراضی طبیعی به زمینهای کشاورزی و صنعتی، نیازمند محدودیتهای قانونی و تدوین مقررات جدید برای جلوگیری از تخریب بیشتر است. سیاستهایی همچون محدود کردن بهرهبرداریهای غیرمجاز از منابع آبی و تنظیم مقررات بهرهبرداری از پوشش گیاهی نیز از جمله اقداماتی است که میتواند به بهبود شرایط حوزه آبخیز سد ایلام کمک کند. در این راستا، مدیریت جامع حوزه آبخیز که شامل مشارکت فعال ذینفعان محلی و ملی است، میتواند راهکاری موثر برای مقابله با تخریب باشد. در نهایت، برنامهریزی دقیق و علمی بر اساس نتایج مطالعات میدانی، آموزش و آگاهیبخشی به جوامع محلی درباره اهمیت حفاظت از منابع طبیعی، و اجرای سیاستهای مدیریتی مناسب میتواند بهطور چشمگیری به کاهش تخریبها و بهبود پایداری حوزههای آبخیز کمک کند.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
مديريت حوزه های آبخيز دریافت: 1403/5/14 | پذیرش: 1403/12/24