گروه مرتع و آبخیزداری، دانشکده منابعطبیعی، دانشگاه صنعتی خاتمالانبیاء (ص) بهبهان، ایران
چکیده: (52 مشاهده)
چکیده مبسوط
مقدمه و هدف: حوزهآبخیز به عنوان منبع اصلی نیازهای بشر، بایستی بهگونهای باشد که حداکثر استفاده از منابع، باعث زوال آن در بلند مدت نشود؛ لذا مدیریت جامع حوزهآبخیز، یک رویکرد کلی نگر و سیستمی را میطلبد که ضمن توجه به استانداردهای زندگی آبخیزنشینان، سلامت اقتصادی و اجتماعی، کاهش تعارضات در تصمیمگیریها و هدررفتن سرمایه، تأمین منابع انسانی با جلب مشارکت مردمی و ایجاد سازگاری بین سیستمهای فیزیکی، بیولوژیکی، اجتماعی و فرهنگی، مخاطرات و مشکلات محیطی در حوزهآبخیز را به حداقل رسانده و منجر به بهرهبرداری بهینه از منابع در راستای توسعه پایدار گردد. بنابراین، هدف کلی مدیریت حوزههایآبخیز، توسعه معیشت پایدار براساس مدیریت جامع منابعطبیعی، همراه با مشارکت همه ذینفعان است. در پژوهش ﺣﺎﺿﺮ، سعی بر این است که بهمنظور تأمین نیاز آبی و در نتیجه معیشت پایدار ساکنین حوزهآبخیز چاهتلخ (باشت) واقع در استان کهگیلویه و بویراحمد، علاوهبر ﺍﺭﺯﻳﺎﺑﻲ ﺍﺛﺮﺑﺨﺸﻲ ﻓﻌﺎﻟﻴﺖﻫﺎی ﺁﺑﺨﻴﺰﺩﺍﺭی، راهبردهای مدیریتی مطلوبی با در نظر گرفتن عوامل تأثیرگذار بر حوضه و نگرش بلندمدت در راستای دستیابی به توسعه پایدار ارائه شود.
مواد و روشها: اولین اقدام در ارزیابی پروژههای آبخیزداری، تعیین امکانات، پتانسیلها، محدودیتها و مشکلات حوضه است. لذا برای شناخت کافی از عوامل تأثیرگذار بر حوزهآبخیز چاهتلخ، پس از بازخوانی مطالعات تفصیلی-اجرایی، بازدیدهایمیدانی، طرح پرسشنامه با AHP و شناسایی عوامل داخلی (نقاط قوت و ضعف) و عوامل خارجی (تهدیدها و فرصتها)، هرکدام هشت معیار و در مجموع 32 معیار، انتخاب اصلیترین پارامترهای تأثیرگذار بر حوزهآبخیز بهمنظور ارزیابی با مدل SWOT صورت پذیرفت. تدوین راهبردها در راستای حل نقاط ضعف، قوت، فرصت و تهدید با هدف رفع مشکلات آبخیزنشینان اتخاذ گردید و نهایتاً با ماتریس QSPM اولویتبندی شد.
یافتهها: براساس نتایج جدول ارزیابی عوامل درونی، بیشترین ضریب اهمیت در قوتها (وجود کارشناس ماهر و متخصص با وزن 102/0) و در ضعفها (سیستم ضعیف آموزشی و ترویجی و عدم آگاهی بهرهبرداران از منافع بلندمدت مدیریتی با وزن 038/۰) و بر اساس ارزیابی عوامل بیرونی، بیشترین ضریب اهمیت در فرصتها به (علاقه مردم به مشارکت و همکاری در اجرای طرحهای آبخیزداری با وزن 10۴/0) و در تهدیدها به (ناسازگاری ادارات برای ساخت و ساز و اجرای عملیات مکانیکی با وزن ۰40/۰) اختصاص داده شد. نتایج ماتریس ارزیابی عوامل درونی و بیرونی SWOT، نشان داد که مجموع امتیاز نهایی عوامل درونی 01/۳ IFE= و مجموع امتیاز نهایی عوامل بیرونی 12/۳ EFE= به دست آمد و وضعیت راهبرد در ربع راهبرد تهاجمی ((SO به عنوان بهترین راهبرد انتخاب شد، که بیانگر توانایی غلبه نقاط قوت بر ضعفها بوده و با تکیه بر فرصتها میتوان نقاط ضعف و تهدیدها را تعدیل کرد. بهمنظور اولویتبندی راهبردها با ماتریس QSPM، برای هر یک از معیارهای نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدید با توجه به راهبردهای تهاجمی SO1) تا SO7)، ضریب اهمیت، میزان جذابیت (AS) و امتیاز نهایی راهبرد که نشاندهنده جذابیتنسبی آن راهبرد میباشد (TAS) محاسبه شد و نهایتاً راهبردها بر اساس امتیازشان اولویتبندی شدند. راهبرد SO4 (برنامهریزی مدیریت جامع حوزهآبخیز با برگزاری دورههای آموزشی و ترویجی و فرهنگی) با امتیاز 952/5 در اولویت اول و راهبرد SO1 (بهرهبرداری صحیح از منابع آب) با امتیاز 321/5 در اولویت دوم قرار گرفت. راهبرد SO7 (جذب توریست و توسعه گردشگری به منظور افزایش درآمد مردم) با امتیاز 384/4 کمترین امتیاز را داشت و در اولویت آخر راهبردهای تهاجمی قرار گرفت. نرخ سازگاری معیارهای نقاط قوت، 065/0 CR= ، نقاط ضعف ۰95/۰CR= ، نقاط فرصت ۰48/۰CR= و نقاط تهدید ۰28/۰CR= بدست آمد. از آنجا که نرخ سازگاری کمتر از ۱/۰ میباشد، بنابراین معیارها از نظر منطقی سازگار و مقادیر وزن معیار بدست آمده صحیح میباشد.
نتیجهگیری: بهطور کلی، باید توجه داشت که هدف از انجام عملیات آبخیزداری بهویژه در پروژههای مرتبط با کنترل فرسایش و سیلاب تا حد صفر و آن هم در کلیه سطوح حوضه مد نظر نیست. بر این اساس توصیه میشود گستره این اقدامات متناسب با شرایط کل حوضه بوده و اجرای فعالیتهای مکانیکی و بیولوژیکی حول محور اقتصادی-اجتماعی و تمامی روابط موجود در حوزهآبخیز صورت پذیرد. همچنین علاوهبر انجام دقیق عملیات و انطباق عملیات پیشنهادی با اجرایی، مدیریت و نظارت دقیق ناظر طرح و پیگیری و نظارت مداوم بعد از اجرای طرح ضرورت دارد. بازدیدهایمیدانی و بررسی گزارشها نشان داد که در صورت اجرای صحیح پروژههای آبخیزداری، این حوضه پتانسیل کاهش میزان شدت فرسایش و دبی پیک سیلاب را دارد. با توجه به نتایج ارزیابی، بهمنظور دستیابی به توسعه پایدار، الگویی از اقدامات صحیح و راهکارهای مناسب حل مشکلات حوضه برای اثربخشی اقدامات آبخیزداری و تسهیل فرایند تصمیمگیری توسـط مدیران آبخیز و حتی آبخیزنشینان ارائه شد. بهعنوان مثال، با توجه به ضعف نظام ترویجی و آموزشی، دانش و آگاهی اندک اهالی چاهتلخ، نسبت به طرحهای توسعهای و عدم توجه کافی به دانش بومی، ضروری است که دانش غنی و ارزنده محلی منطقه در سیاستگذاری و اتخاذ تصمیمهای اساسی لحاظ شده و پایش و بهروزرسانی مطالعات با دانش جدید نیز مدنظر قرار گیرد. استفاده از دانش بومی به دلیل برخورداری از ویژگیهایی چون قابلیت اجرا، نیاز کمتر به منابع مالی، اجرای راحتتر و سازگاری با طبیعت، از قابلیت مناسبی برای مدیریت جامع حوزههای آبخیز برخوردار است. البته تلفیق دانش بومی و دانش نوین در صورت حمایتهای مالی سازمانهای مربوطه، منجر به اثربخشی اقدامات مدیریتی میگردد. این راهبردها میتواند در راهنمایی کاربران (بخش پژوهش و اجرا) جهت کاهش اثرات منفی این اقدامات، اجرای طرحهای موفق آبخیزداری، ﺗﺨﺼﻴﺺﺍﻋﺘﺒﺎﺭ ﻭ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪﮔﺬﺍﺭیﻫﺎی ﺁﺗﻲ جهت ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻓﻌﺎﻟﻴﺖﻫﺎیﭘﮋﻭﻫﺸﻲ و تعمیم راهکارها به دیگر حوزههایآبخیز مشابه در کشور، مفید واقع شود.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
مديريت حوزه های آبخيز دریافت: 1404/6/8 | پذیرش: 1404/8/7