1- گروه علوم خاک، دانشکده کشاورزی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
2- گروه علوم و مهندسی آب، دانشکده مهندسی کشاورزی، دانشگاه صنعتی اصفهان، اصفهان، ایران
چکیده: (544 مشاهده)
چکیده مبسوط
مقدمه و هدف: احداث سدهای غیر اصولی و افزایش استحصال آب برای مصارف مختلف از جمله کشاورزی، رودخانههای جهان را در معرض تهدید قرار داده است. این ساختوسازهای بدون تدبیر منجر به بروز تأثیرات قابل توجهی از جمله کاهش کل جریان و تحت تأثیر قرار دادن تغییرات فصلی رودخانهها میشود. این مداخلات ضمن اثرات منفی بر روی خدمات هیدرولوژیکی و اکولوژیکی بهوسیله بومسازگانها، میزان آسیبپذیری جوامع وابسته به این خدمات را افزایش میدهند. با توجه به این موضوع و مشکلات و راهکارهای مدیریتی مختص یک منطقه، پژوهش حاضر با هدف شناسایی نیروی محرک-فشار-وضعیت-اثر-پاسخ در راستای بهبود وضعیت حقآبه رودخانه پلاسجان حوزه آبخیز زایندهرود برنامهریزی شده است. متوسط کل حجم جریان سالانهای که بهعنوان رژیم جریان محیطزیستی در نظر گرفته میشود با نام حقآبه یا نیاز آبی محیط زیستی بیان میشود. در این راستا، حقآبه محیط زیست رودخانه مقدار آبی است که برای حفظ و مدیریت وضعیت طبیعی محیط زیست رودخانه در آن جاری یا رها میشود. عدم حفظ حقآبه محیط زیست رودخانه سبب آسیبدیدگی تمام موجودات و بومسازگانها، منابع آب زیرزمینی و دشتها میشود.
مواد و روشها: ابتدا حقآبه محیط زیستی منطقه مورد مطالعه با استفاده از روش مونتانا و منحنی تداوم جریان طی دوره آماری 20 ساله (1400-1380) برآورد شد. در روش مونتانا میانگین ماهانه و سالانه دبی، میانگین بلندمدت ماههای پرآب و کمآب رودخانه پلاسجان محاسبه میشود. همچنین، در روش منحنی تداوم جریان، حداقل جریان محیط زیستی بر اساس شاخص Q90 محاسبه شد. سپس، از طریق برگزاری کارگاههایی با مشارکت ذینفعان، درخت مشکلات و اهداف بر اساس کاهش و بهبود حقآبه محیط زیستی ترسیم شد. گروه ذینفعان (30 نفر) شامل رهبران و اعضای شوراهای روستا، کارشناسان اداره منابع طبیعی و آبخیزداری، آب منطقهای، محیط زیست، جهاد کشاورزی و اعضای هیئت علمی دانشگاههای یزد و صنعتی اصفهان بودند. در ادامه، از طریق تعیین روابط میان فعالیتهای انسان و محیط زیست به توصیف مشکلات و بهبود وضعیت حقآبه با استفاده از مدل مفهومی DPSIR پرداخته شد. این مدل زنجیرهای از ارتباطات است که با نیروهای محرکه (D) آغاز میشود و با تعیین پاسخ مناسب (R) در راستای کاهش و یا جلوگیری از نیروهای محرک، فشارها (P)، اثرات (I) و بهبود وضعیت (S) بومسازگان میشود. در نهایت، پس از شناسایی عناصر مربوطه و در نظر گرفتن پیشنهادها و ترجیحات آنها، عوامل و پاسخهای پیشنهادی از نظر کارشناسان و ذینفعان با استفاده از آزمون فریدمن اولویتبندی شدند.
یافتهها: حقآبه محیط زیستی رودخانه پلاسجان بر اساس روش مونتانا نباید در ماههای کمآب (خرداد تا بهمن) کمتر از 0/15 و در ماههای پرآب (اسفند تا اردیبهشت) بهترتیب کمتر از 0/94 و 1/38 مترمکعب بر ثانیه باشد. بر اساس روش منحنی تداوم جریان، حداقل حقآبه در رودخانه پلاسجان که بایستی رعایت شود، 1/38 مترمکعب بر ثانیه است. نتایج کمی حقآبه محیط زیستی حاکی از زنگ خطر و آغاز بحران در منطقه است. نتایج مدل DPSIR نشان دادند که تغییرات اقلیمی و خشکسالی بهعنوان مهمترین نیروی محرکه در آبخیز اسکندری بودند. کارشناسان و ذینفعان بهترتیب ضعف قوانین بهرهبرداری از منابع آب و اعمال مدیریت بالا-پایین را بهعنوان مهمترین عوامل فشار در منطقه معرفی کردند. فشارها منجر به بحرانیترین دلایل ایجاد عدم تعادل میان عرضه و تقاضای آب میشوند که منجر به عدم رعایت حقآبه بهرهبرداران و حوضه پایین دست از دیدگاه ذینفعان شده است. ذینفعان تغییر حکمرانی بالا- پایین به پایین- بالا را بهعنوان پاسخ مناسب معرفی کردند. بر اساس دیدگاه کارشناسان، وضعیت منطقه با مسائل اولویتداری از جمله عدم رعایت حقآبه رودخانهها نمود پیدا کرده است. این امر منجر به عدم رعایت حقآبه بهرهبرداران و حوضه پایین دست شده است که مناسبترین پاسخ برای شرایط ایجاد شده، توسعه برنامههای تخصیص بهینه مصرف آب و تنظیم حقآبه است. لازم به ذکر است که نتایج حاصل بر اساس آزمون فریدمن معناداری عناصر مورد بررسی را در سطح 5 درصد نشان میدهند.
نتیجهگیری: کاهش حقآبه رودخانه پلاسجان چشمانداز منطقه را تغییر و مشکلات محیطی عدیدهای را برای آبخیزنشینان و بهرهبرداران ایجاد کرده است. لذا، این تغییرات منجر به واکنشهای متعددی از سوی ذینفعان منطقه از جمله تغییر و تبدیل اراضی طبیعی به اراضی دیم کمبازده، کشت محصولات با نیاز آبی بالا، عدم رعایت حقآبه، برداشت بیرویه و غیرمجاز از منابع آبهای سطحی و زیرزمینی و غیره شده است. از آنجایی که پاسخهای ارائه شده در این پژوهش دارای ماهیتی چندرشتهای هستند و مسائل مختلف را در نظر میگیرند، بهمنظور دستیابی به اهداف پژوهش، همکاریهای درون و برونسازمانی همه ادارات ضرورت دارد. ضمناین که استفاده از همفکری و مشارکت ذینفعان در برنامههای اجرایی میتواند موفقیت پروژهها را تضمین کند. همچنین، پژوهش حاضر از نظر بررسی روابط میان فعالیتهای انسانی در راستای حقآبه محیط زیستی رودخانه پلاسجان جدید است. بنابر این، میتوان اذعان داشت که نتایج پژوهش حاضر میتوانند دیدگاه سازمانهای مربوطه را تغییر دهند و منجر به اجرای اقدامات اجرایی مؤثر و بهینهتر برای بهبود وضعیت منطقه مورد مطالعه شوند.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
ساير موضوعات وابسته به مديريت حوزه آبخيز دریافت: 1403/3/26 | پذیرش: 1404/5/18