بهار و تابستان                   برگشت به فهرست مقالات | برگشت به فهرست نسخه ها


XML English Abstract Print


1- گروه بیابان‌ زدایی، دانشکده کویرشناسی، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران
2- گروه مدیریت مناطق خشک، دانشکده کویرشناسی، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران
چکیده:   (541 مشاهده)
چکیده مبسوط
مقدمه و هدف: در دهه‌های اخیر، تغییر اقلیم به‌عنوان یکی از جدی‌ترین تهدیدات برای پایداری منابع آب شیرین در سطح جهان مطرح شده است. این چالش در مناطق نیمه‌خشک، جاییکه رشد سریع جمعیت، توسعه اقتصادی و بهره‌برداری ناپایدار از منابع، تعادل بین عرضه و تقاضای آب را بیش‌ازپیش مختل کرده است، شدت بیشتری دارد. تغییرات در الگوهای بارش، افزایش دما و افزایش تبخیر و تعرق، تأثیرات قابل‌توجهی بر فرآیندهای هیدرولوژیکی، به ویژه تغذیه آب زیرزمینی داشته‌اند. علاوه بر این، تغییرات کاربری زمین و شیوه‌های ضعیف مدیریت آب، این اثرات را تشدید کرده اند. مطالعات متعدد تأکید دارند که کاهش منابع آب در ایران ناشی از تغییرات اقلیمی و فشارهای انسانی است. در این راستا، استفاده از مدل‌های گردش عمومی (GCMs) تحت سناریوهای مختلف مسیرهای اجتماعی-اقتصادی مشترک (SSPs)، به ویژه SSP5-8.5، پیش‌بینی دقیق‌تری از شرایط آینده منابع آب ارائه می‌دهد. این مطالعه تأثیرات بلندمدت تغییر اقلیم بر منابع آب ‌زیرزمینی در حوضه آبریز دامغان‌رود را با استفاده از پیش‌بینی‌های مدل‌های اقلیمی CMIP6 و مدل هیدرولوژیکی SWAT (ابزار ارزیابی خاک و آب) بررسی می‌کند. این پژوهش بینش‌های ارزشمندی را در مورد تعاملات سالانه بین رواناب، خشکسالی و تغذیه آبخوان ارائه می‌دهد و به بهبود مدیریت منابع آب در محیط‌های نیمه‌خشک کمک می‌کند.
مواد و روش‌ها: مدل SWAT در یک حوضه آبریز نیمه‌خشک در مرکز ایران برای ارزیابی تأثیرات آینده تغییر اقلیم بر رواناب سطحی و تغذیه آب زیرزمینی به کار گرفته شد. تنظیم مدل شامل آماده‌سازی داده‌های ورودی مکانی و اقلیمی مانند توپوگرافی، کاربری زمین، خصوصیات خاک و داده‌های روزانه هواشناسی بود. پس از آماده‌سازی داده‌ها، مدل کالیبره و اعتبارسنجی شد تا عملکرد شبیه‌سازی قابل‌اعتمادی را فراهم کند. پیش‌بینی‌های روزانه اقلیمی برای دوره 2030 تا 2060 از مدل‌های منتخب CMIP6 به دست آمد. برای بهبود دقت پیش‌بینی‌های اقلیمی، تکنیک‌های تصحیح سوگیری شامل روش نگاشت چنداکی برای تصحیح بارش و نرمال‌سازی برای داده‌های دما اعمال شد. تمام داده‌های ورودی در ArcSWAT پردازش شدند، مدل برای شبیه‌سازی مقادیر رواناب ماهانه و تغذیه آب زیرزمینی اجرا شد و سپس به مقیاس زمانی سالانه تجمیع شد. برای شناسایی روندها در سری‌های زمانی متغیرهای هیدرولوژیکی و هواشناسی، آزمون ناپارامتریک من-کندال برای ارزیابی اهمیت آماری روندها و تخمین‌گر شیب سن برای اندازه‌گیری شدت تغییرات استفاده شد. همچنین، دو شاخص خشکسالی- شاخص بارش استاندارد شده  (SPI)  و شاخص رواناب استاندارد شده (SRI) - برای تحلیل فراوانی، شدت و مدت‌زمان خشکسالی‌های هواشناسی و هیدرولوژیکی در شرایط اقلیمی آینده محاسبه شدند. تمام مدل‌سازی‌ها و تحلیل‌های مکانی در ArcGIS انجام شد، درحالی‌که تحلیل‌های آماری با استفاده از نرم‌افزارهای R و اکسل صورت گرفت.
یافته ‏ها: نتایج شبیه‌سازی‌ها تحت سناریوی SSP5-8.5 نشان می دهند که میانگین سالانه دما در دوره ۲۰۳۰ تا ۲۰۶۰ روند افزایشی قابل توجهی دارد، به‌طوریکه در سال‌های خشک افزایش دما حدود 0/4 درجه سانتی‌گراد در هر دهه و در سال‌های تر حدود 0/2 درجه سانتی‌گراد در هر دهه برآورد شده است. بارندگی سالانه در این دوره به‌طور محسوسی کاهش می‌یابد، به‌طوریکه در سال‌های خشک تا ۳۶ درصد و در سال‌های تر تا ۲۸ درصد کاهش پیش‌بینی شده است. رواناب سطحی نیز روند کاهشی دارد و کاهش سالانه آن حدود 0/15 میلی‌متر برآورد شده است که در سال‌های خشک تا ۴۰ درصد بالاتر از میانگین کاهش داشته است. تغذیه سالانه آبخوان به‌ویژه در سال‌های خشک، کاهش شدیدی را تجربه خواهد کرد، به‌طوری که در خشکسالی‌ها تا ۹۰ درصد بالاتر از میانگین کاهش و به‌طور متوسط کاهش سالانه حدود 0/9 میلی‌متر پیش‌بینی شده است. بررسی شاخص‌های خشکسالی (SPI و SRI) نشان می دهد که اگرچه شدت خشکسالی‌ها نسبت به دوره پایه کاهش جزئی خواهد داشت، اما فراوانی وقوع آن‌ها افزایش می‌یابد. این تغییرات بیانگر ناپایداری منابع آب زیرزمینی در اثر نوسانات شدید بین دوره‌های خشک و تر در آینده هستند.
نتیجه‌گیری: این مطالعه نشان می‌دهد که تغییرات اقلیمی آینده، تحت سناریوی شدید، تأثیرات منفی قابل‌توجهی بر منابع آب در مناطق نیمه‌خشک خواهد داشت. یافته‌ها نشان‌دهنده کاهش قابل‌توجه در بارش، رواناب و تغذیه آب زیرزمینی، همراه با افزایش دما و رویدادهای خشکسالی متوالی هستند. این تغییرات تعادل هیدرولوژیکی منطقه را به‌شدت مختل خواهند کرد و تأثیرات عمیقی بر کشاورزی، تأمین آب آشامیدنی و توسعه پایدار خواهند داشت. اگرچه روند کلی تغییر اقلیم به افزایش تنش اقلیمی اشاره دارد، اما تنوع در شدت خشکسالی در طول سال‌ها نشان می‌دهد که اقدامات سازگار باید پویا، منطقه‌محور و مبتنی بر پایش مداوم باشند. یکی از پیامدهای عملی کلیدی این مطالعه، نیاز به یکپارچه‌سازی سناریوهای تغییر اقلیم در سیاست‌های منابع آب منطقه‌ای، تقویت اقدامات تغذیه مصنوعی آب زیرزمینی و بازنگری در الگوهای آبیاری و مصرف آب است. علاوه بر این، عدم قطعیت در خروجی‌های مدل اقلیمی و ناهمگنی مکانی پاسخ‌های هیدرولوژیکی، چالش‌های کلیدی در تصمیم‌گیری هستند که نیازمند مطالعات عمیق‌تر است. به‌طور کلی، این پژوهش بر ضرورت اتخاذ استراتژی‌های مقاوم و سازگار با اقلیم برای مدیریت منابع آب، به‌ویژه در مناطق با تنش های آبی تأکید دارد. این مطالعه گامی مهم را در جهت توسعه سیاست‌های مبتنی بر علم برای حاکمیت پایدار آب در مواجهه با شرایط اقلیمی در حال تغییر ارائه می‌دهد و راهنمایی ارزشمندی را برای تصمیم‌گیران و برنامه‌ریزان فراهم می‌کند.

 
     
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: هيدرولوژی
دریافت: 1404/3/13 | پذیرش: 1404/6/21

ارسال نظر درباره این مقاله : نام کاربری یا پست الکترونیک شما:
CAPTCHA

ارسال پیام به نویسنده مسئول


بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به (پژوهشنامه مدیریت حوزه آبخیز (علمی-پژوهشی می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Journal of Watershed Management Research

Designed & Developed by: Yektaweb